خرید بک لینک

مرگ تدریجی...

برای تو می نویسم...
سهم من که نیستی،،
سهم قصه های من بمان..!
سهم فکر من...
سهم عاشقانه های من ..
سهم خواب دستهای من،بمان...!!
ازکنار من که،رفته ای...
از خیال من" مرو"...
سهم من که،نیستی..!!
سهم من که،نمی شوی..!
لااقل
سهم دفترم..
سهم واژه های من..
سهم سطرهای
" خسته ام " بمان..
میدانی...
دلبسته شدن به کسی که،متعلق به من نمیشود یعنی...
"" مرگ تدریجی""

برچسب: نویسنده: ماهان احمدی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 15:30

در بازی زندگی...

در بازی زندگی.....
یاد میگیری:
اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه ...مثل آویختن به طنابی پوسیدست..‌
یاد میگیری:
نزدیکترین ها به تو ...گاهی میتوانند دورترین ها باشند...
یاد میگیری:
آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی...
تا بتوانی یک روزی تمام خودت رو بغل کنی و بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نشوی نمانی....
یاد میگیری :
دیوار خوب است...
سایه درخت مطلوب است...
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست......

برچسب: نویسنده: ماهان احمدی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 15:30

مردنت....

رابطه مثل حیوون خونگی میمونه!
وقتی مرد،

اگه مرگشو نپذیری و دور نندازیش،

بوی گندش زندگیتو برمیداره

اين آخرين مطلب اين وبلاگ خواهد بود.وبلاگى كه با يه دنيا عشق ابتدا كردم ولى در روز جاری بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه اشتباه بزرگى مرتكب شده بودم اشتباهى كه خيلي سال از بهترين لحظه هاى زندگيمو به يغما برد.

فقط بدون هيچوقت نمى بخشمت

برچسب: نویسنده: ماهان احمدی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 15:30

در زمان حاضر چه دلتنگم...در زمان حاضر خیلی دلم گرفته است...بیشتر از هر روز سال...در روز جاری تنهایی را بیشتر حس می کنم...امروز نبودنت را در کنارم....بیشتر از روزهای دگر حس می کنم...می دانی چرا؟...آخر امروز روز تولدم است...و باز هم کنارم نیستی...نیستی که این روز را جشن بگیری کنارم...اگر می دانستم سرنوشتم تنهایی و...نداشتن توست...خدا را قسم می دادم که به این دنیا نیایم....دلم برای تبریک گفتنت هم تنگ شده...چقدر دلم در روز جاری تو را می خواهد...امروز یک سال بزرگتر شدم...دلتنگی های من هم یک سال بزرگت

برچسب: نویسنده: ماهان احمدی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 15:30

صفحه بندی